فصل دوم
زمينهٴ ديني
(نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم)
الف. مسيحيت
كارتوسيانها
از آنجا كه تأسيس فرقهٴ كارتوسيان1 در واقع مربوط به آخر سدهٴ يازدهم است، بايستي در مجلد اول از آن سخن ميگفتم. با اينهمه، براي جبران مافات چندان دير نيست. موٴسس آن، برونو از اشراف آلماني، در حدود 1030 ـ 1042، در كلن زاده شد، و در زادگاهش، در رَنْس، و در تور تحصيل كرد. خزانهدار كليساي جامع رنس و رئيس مدرسهٴ آنجا شد؛ در 1080، مقام اسقف اعظمي رنس را كه به او پيشنهاد شده بود رد كرد و بر آن شد تا با دو تن از شاگردانش در جايي مناسب يك جامعهٴ مذهبي تأسيس كند. او در نقاط مختلف توقف كرد و شاگردان بيشتري گرد آورد، و سرانجام، در 1084، به يكي از درههاي آلپ در نزديكي گرنوبل رسيد و در آنجا كلبهاي بنا كرد كه سرآغاز ايجاد گراند شارتروز2 و مركز فرقهٴ كارتوسيان بود.
اين فرقه، تلفيقي است ميان صومعهنشيني غربي و تمايلات زاهدانه، كه عليٰرغم قوانين سختگيرانهاش با سرعت رشد كرد. قوانين آن با گذشت زمان، تا حدي تعديل شد، با اينهمه ميتوان گفت كارتوسيانها بيش از هر فرقهٴ مسيحي ديگري در هدفهاي خود ثابتقدم بودند.
در 1089، برونو، شارتروز را به قصد روم ترك كرد؛ پس از آن به كالابريا رفت و در آنجا صومعههاي ديگري تأسيس كرد و در 1101، درگذشت.
قانون كارتوسيان در 1130، بهوسيلهٴ گيدو، پنجمين رئيس صومعهٴ گراند شارتروز، نوشته شده. در اواسط سدهٴ سيزدهم، شعبهاي براي زنان تأسيس شد، ولي توسعهاي نيافت و بسيار محدود باقي ماند.